تبليغاتX
اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام تویی اون مسافر شیشه ای شهر فرنگ ღღღღ ۞ چشمک تک ۞ღღღღ



 

شاید این سئوال برایتان پیش آمده باشه که استاد به چه کسی میتوان گفت؟ برای رسیدن بجوابی بگذارید که با تعریف این واژه از نقطه نظر منبع اطلاعاتی موثق شروع کنیم. در فرهنگ دهخدا آمده:
ماهر, با مهارت, صاحب مهارت, حاذق

همانطور که می بینیم, اگربمعنی کلاسیک اکتفا کنیم, این واژه شامل خیلی ها میشود. ولی من فکر می کنم که ما معنی بهتری بایستی برایش داشته باشیم. کلمه استاد درعلوم اکادمیک، عملی، هنری و موسیقی رایج است. البته بعضی اوقات هم کلمه استاد بمنی کنایه زدن نیز استفاده میشود. من فکر می کنم که ما برای تعریف صحیح آن به دانشگاه سری بزنیم. در آنجا ما: مربي، استاديار، دانشیار و استاد تمام داریم و به همه آنها استاد مي گوييم. هر مرحله هم احتیاجات خودش را دارد. با اینکه صحبت من اینجا در رابطه با واژه استاد در موسیقي است ولی رابطه آن با دیگر موارد نیز موجود میباشد. بنظرم میرسد که این واژه درموسیقی بسیار لوث گردیده. کلمه استاد مثل نقل و نبات استفاده میشود. البته ما یک مسئله فرهنگی هم اینجا داریم و آن اینست که خیلی از واژه ها را برای چاپلوسی و تملق استفاده کرده ولي در حقيقت چيزي را که میگوییم قبول نداریم!! برای اینکه از لوث بودن استفاده بی رویه کلمه استاد قدری جلوگیری کنیم بایستی یک تعریف خاصی برای استاد در موسیقی (ساز و آواز) داشته باشیم که در راستای تعریف دانشگاهی باشد. من این موارد را دررابطه با موسیقی، برای استاد تلقی کردن پیشنهاد میکنم:
1- مهارت درنواختن بنظر نوازندگان حاذق
2- ابداع سبک خاص
3- انتشار کتاب در راستای بخش علمی موسیقی (شاید راجع به ساز ویا آواز خویش) و ثبت آن توسط مراجع قابل قیول چون دانشگاها (و شاید هنرستان موسیقی ایران)
4- هنر آموزی
بنظر بنده فقط با داشتن شرایط بالا بایستی که بتوان کسی را استاد موسيقي تلقی کرد! امیدوارم که بتوانیم با راهنمايي هاي شما خواننده عزيز اين ويژگيها را کاملتر کرده و اشاعه داد و شکل بهتری بموسیقی غنی ایران بدهیم.

با امید به آنروز

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 23:6  توسط مژده  | 



توي يكي از اين هزار شب وقتي سرت رو بلند ميكني مي بيني بين ميليونها

ستاره يكي از اون ستاره هاي خيلي قشنگ و فروزان نظرت رو به
خودش جلب مي كنه.
بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند مي كني و اون ستاره رو اونقدر تماشا
مي كني تا بالاخره به خواب مي ري.
اما يك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند ميكني ديگه هيچ اثري از
اون ستاره نيست
اون موقعي است كه تموم غماي دنيا
هري ميريزه تو دلت.
بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نمي كني.
تا بالاخره بعد از مدتها مي فهمي با رفتن اون ستاره باز هم زنده اي..
باز هم زندگي مي كني..نفس مي كشي و
دنياي پيرامونت هنوز وجود داره.پس دليلي نداره كه نخواي به اون ميليونها ميليون
ستاره ديگه نگاه نكني.
بعد از اون تصميم هر شب مي ري و يكي از اون ستا ره هاي خيلي
قشنگ رو تماشا ميكني و باز هم يه شب مي ري و
ميبيني اثري از اون ستاره نيست.
اما ديگه مثل دفعه قبل نا اميد نمي شي و باز مي ري سراغ
يه ستاره زيباي ديگه
همشون مي رن تا اينكه نوبت مي رسه به آخرين ستاره اي
كه توي آسمون وجود داره.
اما آخرين ستاره هرگز از بين نمي ره...چون تو با نهايت وجود دوستش داري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 22:49  توسط مژده  | 



 

 

چگونه بر خشم خود غلبه کنيم؟
     1 - خود را دوست داشته باشيد تا هرگز گرفتار خشم‌هاي مخرب نخواهيد شد.
    2 - خود را از شر توقعاتي كه از ديگران داريد نجات دهيد.
    3 - رفتارهاي خشم برانگيز را بررسي كنيد و راهي صحيح براي ابراز احساسات خود بيابيد.
    4 - در هنگام عصبانيت سعي كنيد پيش كسي برويد كه براي او احترام خاصي قايل هستيد و او را دوست داريد.
    5 - لحظات عصبانيت خود را با قيد زمان و مكان و واقعه‌اي كه باعث عصبانيت شما شده يادداشت كنيد.
    6 - از شخصي كه دوستش داريد بخواهيد تا هنگام عصبانيت‌، به شما با گفتار يا اشاره‌هاي توافق شده‌، هشدار دهد.
    7 - پس از بروز خشم اعلام كنيد كه خطا كرده‌ايد.
    8 - ياد بگيريد كه اگر چيزي را دوست نداريد. اما از آن عصباني هم نشويد.
    9 - ياد بگيريد كه هر كس حق دارد چيزي باشد كه خودش انتخاب كرده‌.
    10 - اداي عصبانيت را در آوريد.
    11 - عصبانيت خود را به تعويق اندازيد.
    12 - در لحظه خشم‌، از افكار خود آگاهي پيدا كنيد.
    13 - شوخ طبعي را در خود پرورش دهيد.
    14 - زمان حال خود را با خشم و عصبانيت به هدر ندهيد.
    15 - زندگي را سخت نگيريد.
    16 - خود را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران اختيار شما را در دست بگيرند.
    17 - ياد بگيريد تا اعمال و عقايد ديگران شما را پريشان و آشفته نسازد.
    18 - به خاطر داشته باشيد كه ديگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند.
    19 - به ياد داشته باشيد كه ديگران نمي‌توانند هميشه به ميل شما رفتار كنند.
    20 - اگر فكر مي‌كنيد كه با بلندتر كردن صدايتان طرف مقابل ساكت مي‌شود. بياموزيد تا احساس خود را به او نشان دهيد، اما كاري نكنيد كه عصباني شود.
    21 - ياد بگيريد كه در برابر يأس و ناكامي به شكل تازه‌اي از خود واكنش نشان دهيد.
    22 - خشم خود را به نحوي كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنيد.
    23 - بياموزيد كه دنيا هرگز آن طور كه شما مي‌خواهيد، نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/05ساعت 13:54  توسط مژده  | 




احساس من غنچه ای است شاید نشکفته در باغ وجود نشسته در انتظار صبح باشد که با نوازش نسیم گونه ات حضور را باور کند بشکفدوبازعطر عشق را در فضای سرد فاصله ببراکند
Myspace, Myspace Graphics, Myspace Backgrounds