تبليغاتX
اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام تویی اون مسافر شیشه ای شهر فرنگ ღღღღ ۞ چشمک تک ۞ღღღღ



مهدی
 
بر چشمانم گل یأس رویئده است
در این شب های سرد و طولانی
بر تنِ  نگاهم خواب نخواهد آمد
آقتاب وجودم را به ماه آویخته ام
هنوز فکر می کنم خواب دیده ام
گرمی دستانت را
آه" آتش لبانت را
می سوزم هنوز
افسوس...
                                       
                        .............................................                 
شب لحظه ای به سایه خود بنگر، تا روح بی قرار مرا بینی... 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/07ساعت 15:53  توسط مژده  | 



 
زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم
نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود **
زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود
** زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود **
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
** زيباترين هديه عمرم محبت توبود **
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود **
زيباترين اعترافم عشق توبود

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت 11:41  توسط مژده  | 



 

 m.k

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت 11:36  توسط مژده  | 




احساس من غنچه ای است شاید نشکفته در باغ وجود نشسته در انتظار صبح باشد که با نوازش نسیم گونه ات حضور را باور کند بشکفدوبازعطر عشق را در فضای سرد فاصله ببراکند
Myspace, Myspace Graphics, Myspace Backgrounds